این روزا زندگیم خلاصه شده توی موسیقی گوش کردن کتاب خوندن وقت گذروندن توی تلگرام .جزبرای غذا از اتاقم بیرون نمیام مامان از این وضعیت ناراضیه و عملا بارها به زبون اورده ولی حتی حال اینکه برای مامان هم توضیح بدم ندارم .بابا میگه بداخلاق شدی خودمم میدونم خیلی بداخلاق شدم چقدر زبونم تند شده چقدر بی حوصله م ولی خسته شدم که بارها گفتم این عصبانیت وخشم توش مقصرن .این خشم اینقدر طولانی شده که تبدیل شده به تنفر در عین دوست داشتن در نهایت فاصله انداخته اینقدر که دیه خودمم نمیخوام درستش کنم .این همه تلاش بی نتیجه روح ادمو خسته میکنه طوری که قید درس خوندن ،باشگاه وکلاسای هنریمو زدم .فعلا دلم میخواد روزامبدون فشار واسترس بگذره بدون اینکه وقتم با آدما بگذره
+یه برنامه سفر دارم بنابراین مدتی نیستم .
++ از طرفی در گیر فکم هم هستم شاید نیومدنم طولانی بشه .
مراقب خودتون باشین .دوستون دارم .
دختران زمین ...
ما را در سایت دختران زمین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59