مدتی بود چیزی ذهنمو درگیر خودش کرده بود نمیدونستم میشه انجامش داد یا نه .اصلا کسی میاد همکاری کنه .مطمنا تنهایی از پسش بر نمی اومدم .همراه نیازه .امروز دیه با خودم کنار اومدم و به دوستم پیام دادمو بهش گفتم اعلام آمادگی کرد و به شدت پایه بود برای انجامش .قرار بر این شد که همبرا کسب تجربه هم رسیدگی به افراد محروم اینکار رو شروع کنیم .
من قرار شد کارای مربوط به مادران وکودکان محروم و کودکان شرایط خاص و تغذیه و مسائل رشد و از این قبیل کارها رو انجامبدمورسیدگی کنم و همراهیشون کنم .دوستمم که گرافیک خونده و تصویرسازی .به طور رایگان بهشون آموزش بده .در طول هفته با کودکان محروم و کودکان خاص مث اوتیسم و ناشنوا و عقب مانده و ... کار کنیم .فعلا یک نفر اعلامآمادگی کرده و کارمون فعلا استانیه .به خاطر دانشگاه نمیتونیم جای دیه بریم .دوست بنده خدامم تهرانه اونجا تحصیل میکنه اواسط هفته میاد خونه که اینم منم براش برنامه ریختم.یه حس خوبیدارم با اینکه هنوز شروع نکردم .ان شاالله تاثیر گذار باشه و مشکلی پیش نیاد و همکاری بکنن .از طرفی دلمم میخواد برا مناطق محروم کشور همانجام بدم ولی در حال حاضر برامامکانش نیست .از طرفی هم پایان تحصیل ارشدم میرممناطق محروم .فعلا تصمیمم اینطوریه که ۲ سالی تجربه و کارگاه و کلاس برمو درس بخونم بعد دکترا شرکت کنم .
با اینکه اصلا شرایط روحیم مساعد نیست ولی حس خوبی پیدا کردم از وقتی این تصمیمم جدی شده .خداروشکر ماماناینا همموافقت کردن و راضین .خداروشکر میکنم همیشه همراهیمکردن .شاید درگیر شدن با این مسئله بتونم حالمو خوب کنه .
این روزها عجیب به دعاهای شما محتاجم .دوستون دارم .مراقب خودتون و خانواده هاتون و لحظه هاتون باشین .خنده های واقعی و از ته دل براتون آرزو دارم .
دختران زمین ...ما را در سایت دختران زمین دنبال میکنید
برچسب: برگشتم,برگشتم به انگلیسی,برگشتم به تنهایی,برگشتم از تنهایی والیار,برگشتم و باز آمدم,برگشتم شعر,برگشتم ایران,من برگشتم,دوباره برگشتم,دیر برگشتم, نویسنده: بازدید: 41