از دیروز که تعطیلاتم شروع شده خیلی خوشحالم .اما برعکس روزای دیه حالا که باید بخوابم نمیشه صبح زود بیدار میشم .البته فقط خوبیش به شب زود خوابیدنه .
دیروز که بعداظهر نوبت دندون پزشکی داشتم از صبح حالمدگرگون بود .اولین بار بود میرفتم پیشش بااینکه عکس دندونامو دیده بود و گفته بود یه ۳ تا ترمیمیه و مشکل خاصی نداره باز دلشوره داشتم .بعدش بعداظهرش نمیشد بخوابم یه سردرد عجیب شدم بابتش .قبل رفتنم یه مسکن خوردم که کمتر اذیت بشم .ولی بماند که ۱ ساعت تمام دهنم باز بود و چقدر هی به خاطر حال من اسپری زد و مداوم حالمو میپرسید .همین اولش نه گذاشتم نه برداشتم گفتم من نگرانی و استرس شدید دارم .بهم بگین میخوایین چیکار کنین اصلا کدوم دندونه چشه قراره چیکارش کنین خداروشکر یه آرامشی همتوی صداش همچهره ش بود که حد نداشت به دستیارشم گفت صدای موسیقی رو زیاد کن .
دیه وسطای کار استرس و ترس منم رفت وقتی میدیدم حالمو میپرسه هوامو داره و چقدر مراعات حال مریضشو میکنه .ولی اومدمخونه تا اخر شب درد شدید داشتم نه به خاطر دندونم سرم به خاطر بی خوابی و گشنگی و فکم برای باز بودن طولانی و توی دهنمم که بس اسپری زدحساسیت زد و فقط پشت هم هندونه خوردمکه خنک بشه و خداروشکر زود اثر کرد .
امروزم صبح زود بیدار شدم .صبحونه یه چایی خوردم و اهنگ گوش کردمهمزمان هم رمان خوندم بعدش ناهار و خواب تا عصر .البته برادرزاده جان لطف کرد بیدارمکرد .
الان خسته تر از زمان امتحاناتم 
چون عصرونه خورده بودم دیه برای شام میلمنکشید .حوصله سر رفته بود گفتم بیاماینجا و پست بزارم .
+ اون موقع که درس و امتحان بود همه از همه طرف میومدن سراغت حالا که هستی و وقتت ازاده هیچکی نیست یه کلمه حرف بزنی دلت وا شه یا بری بیرون حال و هوات عوض شه .
++ از طرفی نگران و ناراحتم بابت چیزی که موندم توی چشم انتظاری .
یکروز می آیی که من ٬ دیر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی دیگر چشم انتظارت نیستم
دختران زمین ...ما را در سایت دختران زمین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44